تبليغاتX
آتشگه

آتشگه

زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست...

در یک هفته گذشته به برنامه‌هایی که در مورد انتخابات از تلویزیون پخش می‌شد توجه بیشتری می‌کردم. باید اعتراف کرد که برنده واقعی انتخابات در ایران صدا و سیما است. این تلویزیون است که به‌جای توده مردم اطلاعات جمع می‌کند، آنها را گزینش می‌کند، تحلیل می‌کند و در کل می‌اندیشد و عمل می‌کند. در شرایطی که اصلاح‌طلبان و منتقدین از داشتن این رسانه تصویری که محبوب‌ترین رسانه نزد توده مردم است محروم‌اند تلویزیون یکه‌تاز میدان است و با قدرت تمام به کنترل اذهان مردم می‌پردازد. انتخابات در تلویزیون بیشتر شبیه به یک جشن یا یک آیین ملی- مذهبی بود. جشنی که فقط در بردارنده پیامی برای دشمنان این کشور بود. مجلس و انتخاب نمایندگان قانون‌گذار و ناظر چنان به حاشیه رانده شده بود که برد و باخت جریانات سیاسی اهمیت زیادی نداشت. مهم نمایش قدرت بود که انجام شد مثل یک راه‌پیمایی ملی. مردم هم به‌خوبی دین خود را به تلویزیون ادا کردند.

 از آنجا که نمی‌توان گستره مخاطبان تلویزیون را با رسانه‌های نوشتاری مثل روزنامه یا اینترنت مقایسه کرد، اگر اصلاح‌طلبان نتوانند با توده مردم ارتباط مستقیم و موثرتری برقرار کنند بیم آن می‌رود که پایگاه اجتماعی‌شان به تدریج ضعیف‌تر شود و علاوه بر حذف از عرصه قدرت از اذهان مردم نیز حذف شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 2  توسط مهدی  | 

این روزها ذهنم خیلی درگیر مسائل سیاسی اخیر است. حدود یک هفته‌ای می‌شود که اخبار را پی‌گیری می‌کنم. از انتخابات مجلس استرلیزه آینده گرفته تا جشن باشکوه هسته‌ای. جشن هسته‌ای که بی‌نیاز از تعریف است و اولین جشنی نیست که تجربه می‌کنیم. اما وضعیت ردصلاحیت‌ها و حوادث اخیر نشان از اراده ای قوی برای تغییر بنیادی مناسبات سیاسی کشور دارد. این روزها اصلاح‌طلب بودن مثل حرکت در لبه تیغ است که کوچک‌ترین لغزشی به هر طرف منجر به سقوط می‌شود. تصور آینده‌ای که در انتظار وضعیت کنونی است اصلا خوشایند نیست و چه بسا وحشتناک است. برایمان خوابهای آخرالزمانی  بسیاری دیده شده و لذا دیگر مفهوم آینده بهتر معنای چندانی ندارد.

دو مطلب خوب هم خواندم:

  1. محمد قوچانی درمقاله‌ای به نام "تعبیر خواب امام" به ارائه تحلیلی تاریخی درباره زمینه‌های شکل گیری فرقه‌های شیخیه و بابیه در ایرانِ پس از سقوط صفویه می‌پردازد. و تلویحا مقایسه‌ای می‌کند با زمانه حاضر که افراط در مقدس‌مآبي، زهدگرايي و غلو در حق ائمه ممکن است به بدعتي جديد منجر شود.
  2. محسن آرمین هم تحلیلی دارد از وضعیت بغرنجی که اصلاح‌طلبان در آن گرفتار آمده‌اند. چون سایتی که من مطلب را گرفته‌ام فیلتر است گزیده مطلبش را در اینجا می‌آورم:

 ...رد صلاحیت گسترده تنها پدیده نامتعارف و بی‌سابقه‌ای نیست که در این دوره با آن مواجهیم. می‌توان نمونه‌های دیگری ازحوادث غیر متعارف در عرصه رقابت سیاسی را در دوره اخیر به دست داد. در سال‌های اخیر البته موضوع حضور نظامیان در عرصه سیاست همواره محل مناقشه بوده است. در برابر وصیت‌نامه صریح امام مبنی بر عدم دخالت نیروهای نظامی در رقابت‌های حزبی و سیاسی برخی نیروهای نظامی استدلال می‌کردند که حضور نظامیان در عرصه سیاست - و نه حمایت از این یا آن حزب- مغایرتی با وصیت‌نامه امام و قانون ندارد. اگرچه این استدلال سخت بی‌بنیاد بود اما طی سال‌های گذشته برخلاف امروز هرگز مشاهده نشد که فرمانده سپاه پاسداران علناً و صریحاًحمایت از یک جریان سیاسی را علیه جریان سیاسی دیگر یک «تکلیف الهی» و «ضرورت» و «وظیفه» اعلام کند. قائم مقام بسیج از ضرورت ورود نیروهای بسیج به حمایت از یک جریان سیاسی در انتخابات سخن بگوید و... در سال‌های گذشته ثبت نام در انتخابات و اعتراض به رد صلاحیت‌ از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی تلقی می‌شد و هرگز سابقه نداشت که مسؤولان رسمی کشور درسطح رؤسای قوای مقننه و مجریه تا وزرای کشور به صراحت به اطلاع خود از نتایج بررسی صلاحیت ها اعتراف کنند و پیشاپیش رد صلاحیت برخی افراد ونیروهای سیاسی را قطعی اعلام کرده و ثبت نام ایشان را توطئه علیه نظام تلقی کنند و وزیر اطلاعات نیز اعتراض به رد صلاحیت را تبلیغ علیه نظام اعلام و تهدید به برخورد امنیتی قضایی کند. در سال‌های گذشته سابقه نداشت مقامی بلند پایه درحد نایب رئیس قوه مقننه رقبای سیاسی را صراحتاً و علناً مستحق مجازات مرگ اعلام و تصرح کند زندگی ایشان ناشی از اغماض و رأفتی است که لابد هر آن می‌تواند نباشد. در گذشته مسئولان عالی و بلندپایه کشور به منظور شرکت هرچه بیشتر مردم در پای صندوق‌های رأی می‌کوشیدند در آستانه انتخابات حتی المقدور فضای کشور را آرام نگاه دارند و بر مشترکات تأکید کنند و هرگز شاهد نبودیم که آنان خود در تند کردن فضای کشور پیشقدم شوند و به تهدید و ارعاب دامن بزنند و احزاب و تشکل‌های رسمی کشوررا صریح و بی‌پرده مورد حمله قرار داده علناً به همکاری و وابستگی به بیگانه متهم کنندد. در گذشته در ایام انتخابات البته بازار اتهام و شایعه داغ بود و برخی احزاب سیاسی متهم به عدم اعتقاد به ولایت فقیه می‌شدند، اما هرگز شاهد این حد از دروغ و اهانت و بی اخلاقی و بی رسمی نبودیم که حتی فرزند امام نیز تنها به خاطر یادآور شدن نظر امام در مورد عدم دخالت نظامیان در سیاست از تعرض مصون نماند. طی سال‌های پس از انقلاب هرگز سابقه نداشته است که وزارت کشور برخلاف قانون از اعلام نتایج قطعی شمارش آرا در یک حوزه انتخابیه خودداری کند اما در انتخابات اخیر شوراهای شهر و روستا این اتفاق در حوزه انتخابیه تهران رخ داد. شواهد و قرائن مذکور چنان که گفتیم این احتمال را در ذهن تحلیل‌گران سیاسی تقویت می‌کند که فضای سیاسی کشور به سوی نوعی شدت و تصلب پیش می‌رود. دستکم می‌توان مطمئن بود که اراده‌ یا اراده‌هایی عزم آن دارند که عرصه سیاسی کشور را به سوی تصلب پیش ببرند. اکنون در برخی محافل وابسته به جریان حاکم این بحث بطور جدی مطرح است که اساساً چه نیازی به حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت سیاسی است؟ و چه اشکالی دارد که با حذف اصلاح طلبان عرصه سیاسی صحنه رقابت گرایش‌های مختلف اصول‌گرایان باشد؟ به نظر می‌رسد رد صلاحیت گسترده فراتر از آنچه که دستیابی به مجلسی «مطمئن» آن را اقتضا می‌کند، با چنین هدفی و یا در نتیجه چنین نگرش و گرایشی صورت پذیرفته است. به عقیده صاحبان این رویکرد شرایط کنونی مطلوب‌ترین شرایط و فرصتی مغتنم برا ی حذف اصلاح طلبان از عرصه رقابت سیاسی و تکمیل پروژه مهندسی عرصه رقابت سیاسی است....

به هر حال به نظر می‌رسد اصلاح طلبان در حال حاضر با چالشی فراتر از تأیید و عدم تأييد صلاحیت کاندیداها در این یا آن انتخابات مواجه هستند و اعلام عدم شرکت در انتخابات به عنوان اصلی‌ترین و مهمترین واکنش نسبت به رد صلاحیت نه تنها گره از کار اصلاح طلبان نخواهد گشود بلکه اجرای پروژه مهندسی عرصه رقابت سیاسی و حذف کامل ایشان از عرصه رقابت سیاسی را تسهیل خواهد کرد. اگرچه شرکت نامشروط و در هر انتخاباتی با نتایج از پیش تعیین شده، به استحاله ایشان خواهد انجامید. برای پاسخ به این سؤال که آیا اصلاح طلبان از شرایط موجود و تهدید‌هایی که موجودیت سیاسی آنان را آشکارا به چالش کشیده است، درک و تحلیل درستی دارند یا خیر و آیا قادر خواهند بود از این شرایط حساس به سلامت و با حفظ هویت خود عبور نمایند یا خیر، باید در انتظار آینده نشست.

لینک این مطلب: http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=13317&p=1

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 20  توسط مهدی  |